آوانازنازیآوانازنازی، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

آوای خوش زندگی مامانی وبابایی

درد دلهای مامانی با دختر نازش

1390/5/5 2:45
333 بازدید
اشتراک گذاری

دردونه مامان خیلی دوست دارم واز خدا میخوام اینقدر به من وبابایی عمر بده که تو لحظات حساس زندگیت مخصوصا وقتی ازدواج میکنی یا نی نی دار میشی انشاا... کنارت باشیم تا هیچ وقت احساس کمبود نکنی اخه عزیز مامان،من وقتی میخواستم عروس بشم درست ٢ماه مونده به مراسم عروسی من وبابایی،مامان بزرگی فوت کرد وبا اینکه خدا بیامرزمامان بزرگی وسایل عروسی ما رو اماده کرده بودولی بازم به مامانی خیلی سخت گذشت.چون هر دختری ارزو داره شب عروسیش همه خانواده ش باشند اما مامانی تو مجلسش نبوده مامانشو خیلی خیلی زیاد حس کرد.

niniweblog.com

البته نبود مامان بزرگی رو مامانی جاهای زیادی بعد ازدواجش حس کرد  ناراحت.یکی دیگه از اون جاها وقتی بود که مامانی متوجه شد یک نازدونه یعنی شما رو تو شکمش داره .

niniweblog.com

اون روزا حالم خیلی بد بود وهمه ش حالت تهوع داشتم و صبحا  که بابایی میرفت سر کار هیچ کس نبود حتی یک لیوان اب به دست مامانی بده و تو اون شرایط فکر میکردم اگه مامان داشتم حداقل یک سری به من میزد وحالی ازم میپرسیدویکمی کمک حالم بود البته بابا بزرگی و خاله جون جویای حالم بودن ولی بابا بزرگی که نمیشد برام کاری کنه وخاله جون هم چون کمرشو عمل کرده بود نمیتونست کاری انجام بده وبعدرسید موقع دنیا اومد تو نازدونه.عزیز دلم وقتی یاد میاد که بجز بابابزرگ وبابایی که خدا هر دو شونو حفظ کنه کسی بامامانی بیمارستان نیومد وبابابزرگی هم چون نمیشد بیاد قسمت خانم ها رفت وبابایی(به سفارش دختر دایی نادی)موند بازم دل مامانی خیلی گرفت چون هم بودن مامان کنار دخترش تو اون لحظات سخت خیلی باعث دل گرمی میشه و هم مامانی چون برای به دنیا اوردن شما مجبور بود عملش کنن نمیتونست کارا تو ناز نازی رو مثل پوشک عوض کردن رو تنها انجام بده .با اینکه بابایی که واقعا خدا عمرش بده کمک مامانی ووجود پر مهرش هم کنار مامانی بود ولی بازم اون یک اقا بود ویک اقا خیلی از کارای خانمها رو نمیتونه انجام بده .خلاصه لحظات خخخخخخخخخخخیلی خخخخخخیلی سختی رو هم به علت نبود کمک بعد به دنیا اومدنت داشتم وبا اینکه مامانی خودش احتیاج به استراحت داشت ولی بازم مجبور بود خودش تنهایی کارای خودشووشما وخونه رو انجام بده.

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

بعضی وقتا که تو خانواده یا دوستام میبیتم یا میشنوم که دوستام یا هم سن وسالهام میگن رفتیم خونه مامانی مون یا مامانی مون برامون این کار یا اون کار رو انجام داد خیلی دلم میگیره که چرا من مامان ندارم.

خدا انشاا... بابایی وبابا بزرگی رو همیشه برامون حفظ کنه که وجودشون باعث دلگرم ما هست.

niniweblog.com

عزیز دلم شاید بعد از خوندن این مطالب دلت بگیره ونمیدونم که ایا نوشتن این موضوعات صحیح هست یا نه ولی میخوام اینو بهت بگم که پدر ومادر مثل دو تا فرشته هستن که خدا جون برای نی نی هایی که به دنیا میان قرار داده وتو قران که کتاب مقدس ما مسلمونهاست سفارش کرده که با اونها با احترام ومهربونی، همون طور که اونها با ما هستن،رفتار کنیم. 

دوست دارم خیلی زیاد میوه عشق مامانی وبابایی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

111
4 مرداد 90 15:16
با کلیک بر روی لینک زیر بدون پرداخت هیچگونه هزینه و به آسانی از طریق تلفن همراه درآمد کسب کنید http://ads.inpersia.com/users/ref/28804
مامان نسترن
5 مرداد 90 9:12
سلام خانومی گل. خودتو با این فکرا ناراحت نکن.خوشبحال آوا جون مامان گلی مثل تو داره
خاله نسرین.مامان صدف و سپهر
5 مرداد 90 11:33
سلام شیما جون. دلتنگی هاتو خوندم . دلم گرفت . اما عزیزم با تقدیر و خواست خدا نمیشه مبارزه کرد. این یه سفریه که به هممون بلیطشو دادن حالا قرعه کشی میشه و اسم هر کی در اومد باید فورا بره . شیما جون همه ی کارهای خدا بی حکمت نیست البته نمیدونم در این موردا چه حکمتی نهفته است اما هر چی هست خودش بهتر میدونه. شما خودتو بگذار جای اون کسانی که از بدو تولد مادرشونو از دست دادند و طعم مادر رو نچشیدن. حداقل شما میتونی با یادآوری خوبیو مهربونی مامان زندگی کنی. راستی میتونی به سرای سالمندان سر بزنی حتما هستن مادرانی که آرزوی داشتن فرزند رو میکنن میتونی اونجا دوباره بودن فیزیکی مادر رو حس کنی چون روح مادرت همه جا هست فقط کافیه اونو لمسش کنی حتی تو اون شرایط سختی که گفتی مطمئن باش به خاطر حضور مادر بوده که تونستی بگذرونی. از خدا برات صبوری بیشتر آرزومندم.