درد دلهای مامانی با دختر نازش
دردونه مامان خیلی دوست دارم واز خدا میخوام اینقدر به من وبابایی عمر بده که تو لحظات حساس زندگیت مخصوصا وقتی ازدواج میکنی یا نی نی دار میشی انشاا... کنارت باشیم تا هیچ وقت احساس کمبود نکنی اخه عزیز مامان،من وقتی میخواستم عروس بشم درست ٢ماه مونده به مراسم عروسی من وبابایی،مامان بزرگی فوت کرد وبا اینکه خدا بیامرزمامان بزرگی وسایل عروسی ما رو اماده کرده بودولی بازم به مامانی خیلی سخت گذشت.چون هر دختری ارزو داره شب عروسیش همه خانواده ش باشند اما مامانی تو مجلسش نبوده مامانشو خیلی خیلی زیاد حس کرد.
.gif)
البته نبود مامان بزرگی رو مامانی جاهای زیادی بعد ازدواجش حس کرد
.یکی دیگه از اون جاها وقتی بود که مامانی متوجه شد یک نازدونه یعنی شما رو تو شکمش داره .
.gif)
اون روزا حالم خیلی بد بود وهمه ش حالت تهوع داشتم و صبحا که بابایی میرفت سر کار هیچ کس نبود حتی یک لیوان اب به دست مامانی بده و تو اون شرایط فکر میکردم اگه مامان داشتم حداقل یک سری به من میزد وحالی ازم میپرسیدویکمی کمک حالم بود البته بابا بزرگی و خاله جون جویای حالم بودن ولی بابا بزرگی که نمیشد برام کاری کنه وخاله جون هم چون کمرشو عمل کرده بود نمیتونست کاری انجام بده وبعدرسید موقع دنیا اومد تو نازدونه.عزیز دلم وقتی یاد میاد که بجز بابابزرگ وبابایی که خدا هر دو شونو حفظ کنه کسی بامامانی بیمارستان نیومد وبابابزرگی هم چون نمیشد بیاد قسمت خانم ها رفت وبابایی(به سفارش دختر دایی نادی)موند بازم دل مامانی خیلی گرفت چون هم بودن مامان کنار دخترش تو اون لحظات سخت خیلی باعث دل گرمی میشه و هم مامانی چون برای به دنیا اوردن شما مجبور بود عملش کنن نمیتونست کارا تو ناز نازی رو مثل پوشک عوض کردن رو تنها انجام بده .با اینکه بابایی که واقعا خدا عمرش بده کمک مامانی ووجود پر مهرش هم کنار مامانی بود ولی بازم اون یک اقا بود ویک اقا خیلی از کارای خانمها رو نمیتونه انجام بده .خلاصه لحظات خخخخخخخخخخخیلی خخخخخخیلی سختی رو هم به علت نبود کمک بعد به دنیا اومدنت داشتم وبا اینکه مامانی خودش احتیاج به استراحت داشت ولی بازم مجبور بود خودش تنهایی کارای خودشووشما وخونه رو انجام بده.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
بعضی وقتا که تو خانواده یا دوستام میبیتم یا میشنوم که دوستام یا هم سن وسالهام میگن رفتیم خونه مامانی مون یا مامانی مون برامون این کار یا اون کار رو انجام داد خیلی دلم میگیره که چرا من مامان ندارم.
خدا انشاا... بابایی وبابا بزرگی رو همیشه برامون حفظ کنه که وجودشون باعث دلگرم ما هست.
.gif)
عزیز دلم شاید بعد از خوندن این مطالب دلت بگیره ونمیدونم که ایا نوشتن این موضوعات صحیح هست یا نه ولی میخوام اینو بهت بگم که پدر ومادر مثل دو تا فرشته هستن که خدا جون برای نی نی هایی که به دنیا میان قرار داده وتو قران که کتاب مقدس ما مسلمونهاست سفارش کرده که با اونها با احترام ومهربونی، همون طور که اونها با ما هستن،رفتار کنیم.
دوست دارم خیلی زیاد میوه عشق مامانی وبابایی.


درد دلهای مامانی با دختر نازش
